تبلیغات

عشق با مغز چه میکند؟

عشق و تاثیرات آن بر مغز

عشق و تاثیرات آن بر مغز

درست است که عشق یک موضوع احساسی است و ماهیت آن مربوط به قلب است، اما شاید تعجب کنید اگر بگویم که ارگان اصلی تحت تاثیر عشق در بدن، مغز ماست. حال می خواهیم بدانیم واقعا این عشق با مغز ما چه می کند، چه فعل و انفعالاتی در هنگام عاشق شدن در مغز اتفاق می افتد و چه ربطی به ذهن و بدن ما دارد؟ در این مطلب به پاسخ این سوالات خواهیم رسید. با ما همراه باشید.

به گزارش آلامتو به نقل از medicalnewstoday؛ زمانی که آدم عاشق می شود احساسات عجیبی را تجربه می کند. هیجان برای دیدن دوباره معشوق، تپش قلب هنگام دیدار و … همه و همه احساسات جذابی است که معجزه عشق است. با همه چیزهایی که در مورد عشق و عاشقی می دانیم، خود عشق تا حدود زیادی پر از رمز و راز است.

چرا عاشق یک فرد خاص می شویم؟ چه چیز باعث می شود تا این احساس را نسبت به این فرد داشته باشیم؟  شاید این ها سوالاتی باشد که هرکس در ذهنش دارد. با این حال، دانشمندان چندین دهه است که تلاش می‌ کنند تا مکانیک عشق از جمله نحوه بیان آن در مغز را درک کنند.

همچنین بخوانید: بهترین تعریف از عشق عشق در کجای مغز است؟

این اصلی ترین سؤالی است که دانشمندان برای پاسخ به آن تلاش می کنند. در سال 2000، پروفسور Semir Zeki  و Andreas Bartels، از دانشگاه کالج لندن، مطالعه ای را با 17 داوطلب سالم، مرد و زن، از 21 تا 37 سال که گزارش داده بودند “عمیقاً و دیوانه وار عاشق کسی هستند” انجام دادند.

همانطور که یافته های مطالعه گویاست، پروفسور زکی و بارتلز از داوطلبان در حالیکه عکس فرد مورد علاقه شان را نگاه می کردند، اسکن مغزی گرفتند. اسکن مغزی آن ها نشان داد که وقتی شرکت کنندگان به چهره فردی که عاشقش بودند نگاه می کردند، برخی نواحی ویژه مغز واکنش نشان داده و فعال شدند. این ها بخش‌های قشر اینسولا، قشر سینگولیت قدامی و بخش های استریاتوم  بودند. با این حال، برخی از مناطق مغز نیز وجود داشتند که به نظر می رسد غیرفعال هستند. این مناطق بخش هایی از قشر راست جلوی مغز،  بخش جداری (پاریتال) و قشر تمپورال را شامل می شد.

تحقیقات بیشتر تصویری پیچیده تر از عشق در مغز را نشان داد. در گزارشی که در سال ۲۰۰۷ در نامه‌ های FEBS منتشر شد، پروفسور زکی بر این نکته تاکید کرد: “مناطقی از مغز که درگیر عشق هستند، پوسته، قشر اینسولا، سینگولیت قدامی و هیپوکامپ و در مناطق زیر قشری قسمت هایی از استریاتوم و احتمالاً هسته را شامل می شوند، این مناطق در کنار هم نواحی اصلی سیستم پاداش را تشکیل می دهند.”

دکتر Langeslag متخصص شیمی اعصاب در زمینه عشق است و سال ها در این مورد تحقیق و مطالعه کرده است. او معتقد است: “عشق یک روند بسیار پیچیده است، بنابراین بسیاری از مناطق مختلف مغز (و هورمون ‌ها و انتقال ‌دهنده‌ های عصبی) در آن دخیل هستند.”

دکتر Langeslag می گوید: “تعدادی از مناطق مغز وجود دارند که وقتی افراد به معشوق خود نگاه می کنند، نسبت به زمانی که به افراد دیگر نگاه می کنند، بیشتر فعال هستند.”

“یکی از مطالعات من نشان می ‌دهد که فعال ‌سازی هسته و پوسته مغز (که با هم استریاتوم پشتی نامیده می ‌شوند) بازتاب این موضوع است که حضور یا واکنش به محبوب تان معمولا با تقویت مثبت بیشتر از حضور یا واکنش به دیگران و یا بی‌ توجهی به دیگران، همراه است.”

“اما غیر از این، ما واقعاً نمی دانیم که این مناطق مغز هنگام حضور عشق چه کار می کنند و واقعا نمی توانیم بگوییم که کدام یک از قسمت های مغز در هنگام عاشق شدن نسبت به زمانی که عاشق نیستیم فعال تر است.”

Langeslag در ادامه گفت: “از آنجا كه بسیاری از مناطق مغزی، ازجمله انتقال دهنده های عصبی و هورمون های زیادی درگیر عشق هستند، واقعاً اینگونه نخواهد بود كه افرادی كه دارای ضایعات خاص مغزی هستند، شاهد مشکلاتی در زمینه عشق داشته باشند.”

همچنین بخوانید: دلایل دوست داشتن یک نفر عشق چگونه در ذهن ما تأثیر می گذارد؟

با این حال، تعدادی فرضیه مبنی بر اینکه که فعال‌ سازی و غیر فعال سازی نواحی خاص مغز با رفتارها و نگرش‌های خاص مرتبط با عشق رمانتیک همبستگی دارند، وجود دارد.

به عنوان مثال، پروفسور Zeki توضیح می دهد که “عشق رمانتیک نواحی مغزی که حاوی غلظت های زیادی از تعدیل کننده هایی که با پاداش، تمایل  و آرزو و حالت های سرخوشی و رضایت، به نام دوپامین همراه است را فعال می کند. دوپامین باعث می‌ شود که ما بخواهیم با دیگران ارتباط برقرار کرده و پیوندهای موجود را تقویت کنیم. وقتی سطح دوپامین بالا می ‌رود، سطح یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین، کاهش می‌ یابد. این پیام رسان شیمیایی با اشتها و خلق و خو ارتباط مستقیم دارد.”

پروفسور زکی می گوید: “افرادی که در مراحل اولیه عشق رمانتیک قرار دارند ممکن است کاهش سروتونین در سطحی که در افراد مبتلا به اختلالات وسواس فکری شایع است، را تجربه کنند.”

دو ماده شیمیایی عصبی دیگر که وقتی فرد عاشق است در غلظت های بالاتر ظاهر می شوند اکسی توسین و وازوپرسین هستند. براساس یافته های تحقیقات حیوانات، پروفسور زکی خاطر نشان کرد که هر دو این پیام رسان های شیمیایی پیوند را تسهیل می کنند و با سیستم پاداش مغز در ارتباط هستند. علاوه بر این، خاطرنشان می کند که در عشق رمانتیک، یک ناحیه کوچک مغز به نام آمیگدال غیرفعال می شود. آمیگدال بخشی از مغز است که پاسخ های ترس را هماهنگ می کند و به انسان کمک می کند تا در شرایط خطرناک ایمن باشد. پروفسور زکی می گوید این واقعیت که وقتی شخص عاشق شود آمیگدال غیرفعال می شود، به معنای تعدیل پاسخ های ترس است.

وی همچنین می افزاید: “کاهش فعالیت در ناحیه دیگری از مغز – به نام قشر جلوی مغز(پیشانی) – ممکن است گویای این باشد که چرا افراد در هنگام عاشق شدن، پرچم های قرمزی که از جانب معشوقشان به نمایش در می آید را نمی بینند و نسبت به آن کور می شوند.”

پروفسور زوکی می گوید: “اشتیاق همه جانبه عشق رمانتیک، با تعلیق قضاوت یا دوری از معیارهایی که با آن ها، افراد دیگر را ارزیابی می کنیم، تابعی از قشر جلوی مغز است.”

همچنین بخوانید: چند نوع عشق داریم آیا عشق و تمایل با هم همپوشانی دارند؟

بیایید صادق باشیم، وقتی به عشق رمانتیک فکر می کنیم، بسیاری از ما به میل جنسی نیز فکر می کنیم. برای زوج های بیشماری، عشق و رابطه با هم پیش می روند. اما آیا عشق و رابطه جنسی نیز به همان قسمت های مغز سوئیچ می کنند؟

به گفته روانپزشک و متخصص علوم اعصاب، دکتر استفانی کاسیوپو، بین عشق رمانتیک و میل جنسی همپوشانی وجود دارد.

در مقاله ای که در سال 2012 با کمک همکارانش انجام داد، خاطرنشان کردند که وقتی شخصی تصویری از شخصی که باعث برانگیختگی جنسی او می شود، را می بیند، برخی از همان مناطق مغزی که توسط محبت عاشقانه فعال می شدند نیز فعال می شوند.

این نواحی که شامل اینسولا و قشر سینگولیت قدامی هستند نیز در مدار پاداش انسان دخیل هستند.

همچنین در سال 2012 ، محققان دانشگاه کنکوردیای کانادا، بررسی هایی را انجام دادند که با هدف نقشه برداری از مکان عشق رمانتیک در مقابل محرک جنسی در مغز انجام شده است. این تیم به این نتیجه رسیدند که اگرچه به نظر می رسد عشق و میل جنسی هر دو با ناحیه ای از مغز به نام استریاتوم مرتبط هستند، اما هر یک مکان خاص و متفاوت را در آن منطقه فعال می کنند.

محققان توضیح می دهند که تمایل جنسی قسمت هایی از استریاتوم که مرتبط با پاسخ های پاداش “خودکار” مانند خوردن، نوشیدن و رابطه جنسی هستند را فعال می کند. از طرف دیگر، عشق بخش هایی از استریوم را فعال می ‌کند که مرتبط با پاسخ‌ های “آموخته‌ شده” و یا چیزهایی است که ما در زمان و از طریق تجربه به آن‌ ها وابسته هستیم.

با این حال، این همچنین بخشی از استریاتوم است که با اعتیاد در ارتباط است و محققان را برآن داشته که تصور کنند که عشق ممکن است خود مانند اعتیاد در مغز ظاهر شود.

پروفسور Jim Pfaus می گوید: “عشق در واقع عادتی است که از میل جنسی به عنوان یک تمایل شکل ‌گرفته است.”

وی می افزاید: “این فرآیند در مغز به همان روشی که وقتی افراد به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنند، کار می کند.”

آیا می‌ توانیم عشق را کنترل کنیم؟

از آنجا که عشق تجربه ای پیچیده و غالباً شگفت آور است، این سؤال وجود دارد که آیا افراد قادر به کنترل آن هستند یا خیر.

در سال 2016، Langeslag و همكارانش توجه خود را به این موضوع معطوف كردند. محققان با کمک گروهی متشکل از 32 شرکت کننده، همه 18 تا 30 سال و عاشق، ارزیابی کردند که آیا این افراد قادر به کنترل هرگونه احساس خود هستند یا خیر.

Langeslag به ما گفت: “برخی از مردم فکر می ‌کنند که عشق یک فرآیند طبیعی است که نباید کنترل شود، یا اینکه مقررات و قانون گذاری برای عشق بسیار دشوار یا حتی غیرممکن است.”

او افزود: “آیا واقعا می خواهید بدانید که افراد می ‌توانند احساسات عاشقانه خود را نسبت به کسی افزایش یا کاهش دهند؟” پاسخ در واقع نسبتا ساده است:

“اگر می خواهید احساس عشق خود را به کسی کاهش دهید، باید به خصوصیات منفی او و رفتارهای منفی او در طول رابطه تان فکر کنید، همچنین می ‌توانید سناریوهای آینده منفی را تصور کنید (به عنوان مثال او به من خیانت خواهد کرد). افكار منفی مانند این ها باعث کاهش هجوم عشق پرشور و دلبستگی خواهد شد.”

رویکرد مخالف نیز می تواند مؤثر باشد. “اگر می خواهید احساس عشق خود را به کسی افزایش دهید، باید در مورد خصوصیات مثبت او (به عنوان مثال جذاب و شوخ بودن او) یا خصوصیات مثبت او در رابطه تان فکر کنید.”

با این حال، Langeslag هشدار داد: “مقررات عشق مانند یک سوئیچ روشن / خاموش کار نمی‌ کنند.”

او گفت: “فکر کردن این افکار منفی یا مثبت تنها احساسات عاشقانه شما را کمی تغییر می ‌دهد و تاثیر آن بعد از یک دوره کوتاه زمانی بسیار کم خواهد شد.”

در مورد این که چرا ممکن است کسی بخواهد احساسات عاشقانه خود را تغییر دهد، Langeslag در مقاله مطالعاتی خود توضیح داد که تنظیم عشق می تواند در زمینه های مختلف مفید باشد. به عنوان مثال، ممکن است فردی بخواهد تلاش کند تا محبتش را نسبت به همسرش تقویت کند، شاید مدت هاست که با هم بوده اند و فکر می  کند که رابطه شان دستخوش عادت شده است. یا ممکن است فردی بخواهد شدت احساساتش را برای شخصی که به وضوح از احساساتش صحبت نمی کند، کاهش دهد.

مشکل علم عشق

علی‌ رغم همه تحقیقات موجود در مورد عشق و نحوه بیان آن در مغز انسان، این موضوع هنوز خیلی ناشناخته مانده ‌است. این به این دلیل است که مطالعه در مورد عشق می‌ تواند کار دشواری باشد. یکی از دلایل این امر این است که به نظر می رسد بیش از یک نوع عشق، یا به طور دقیق، بیش از یک نوع احساسات و تجربه مرتبط با عشق وجود دارد.

Langeslag برای MNT توضیح داد: “در تحقیقات من، فرض می كنم كه حداقل سه نوع عشق مختلف وجود دارد: میل جنسی، شیفتگی (یا عشق پرشور) و دلبستگی.”

و در ادامه گفت: “از آنجا که بسیاری از مطالعات تا به امروز، حتی آنهایی که مربوط به عشق هستند، حاصل بررسی بر روی حیوانات بوده اند، به سختی می توان گفت که این یافته ها تا چه اندازه برای انسان نیز صدق می کند. بنابراین در مورد سخن گفتن در مورد عشق و تاثیرات آن بر روی مغز به تحقیقات بیشتری نیاز داریم.”

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار